X
تبلیغات
مشاوره و سلامت - واقعیت درمانی ویلیام گلاسر و کاربرد آن در مدرسه
اطلاع رساني و مطالب تخصصي در زمينه ى مشاوره و روانشناسي

نیاز به احساس ارزشمندی: اگر کودکی در مدرسه در تحصیل معلومات ، فراگیری شیوه تفکر و حل مشکلات شکست بخورد بعید است خانواده و یا اطرافیان بتوانند شکست وی را جبران نما یند.ازطرفی فراگیری تفکر و حل مسئله شا نس ارضای نیازبه محبت را نیز بیشتر می کند.  محبت و ارزشمندی دو طریقه نیل به یک هویت موفق باشند  و دو مرکز مهم برای رسیدن به یک هویت موفق خانه و مدرسه می باشد اگر خانواده ، خانواده موفقی باشد کوک علارغم وضع مدرسه اش    می تواند به موفقیت دست یابد اما این شرط همیشه نیست همه مدارس باید قسمتی از برنامه خود را به آموزش احساس مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند وگرنه بسیاری از بچه ها نخواهند توانست به هویت موفق دست یابند.

اگر شخص نتواند از دو طریقه محبت و احساس ارزشمندی به هویتی دست یابد، سعی می کند تا از طریقه دیگر ، یعنی بزهکاری و انزوا و انفعال به این هدف نائل آید. این دو راه نیز فرد را به یک هویت شکست می رسانند . آنها که شکست می خورند باید بیاموزند آنچه در نظرشان غیرممکن جلوه میکند، امکان پذیر است. برای کمک به کودکان باید به آنها فهماند که، برای ارضای حوایج خود و انجام رفتار مناسب در جهت کسب هویت موفق مسئول هستند و دیگری نمی تواند این مهم را برای آنان انجام دهد .

ارتباط عاطفی جزء حیاتی موفقیت است در روشهای سنتی باور اغلب معلمان این است که نباید به طور عاطفی و احساسی با دانش آموزان خود ارتباط برقرار کنند، آنها نبود انگیزه را دلیل شکست بچه ها می دانند با این نگرش نمی توانند علت  بی انگیزگی گسترده دانش آموزان را شرح دهند لذا تلاش آنان برای تحریک شاگردان از طریق به کار بردن فشار شدید، کاملا با شکست مواجه می شود.

برای مساعدت  به کودک شگست خورده  و هدایت او به سوی موفقیت باید او را وادار کنیم درموردرفتارکنونی خود که درشکستش سهمی دارد یک قضاوت ارزشی انجام دهد . اگر او قبول نداشته باشد آنچه انجام می دهد باعث شکست وی بوده و معتقد باشد رفتارش بی اشکال است ، فعلا کسی نمی تواند او را عوض کند . و در آینده باید پیامدهای رنج آور این انکار خود را متحمل شود و لی نباید از تلا ش دست بر داریم و تا هنگا می که کودک شک نکرده و هنوز فکر می کند بهترین انتخاب را داشته باید پی در پی ازاو خواست تا قضا وت ارزشی را انجا م دهد اگر کودکی در کلاس رفتار                نا منا سبی انجام دهد معلم باید از او بپرسد: چه کار میکنی ؟ اگر معلم روی وضع کنونی او تا کید کند و اشتبا ها ت گذشته را به رخ او نگشد، کودک تقریبا همیشه صادقانه پاسخ خواهد داد ومی گوید ، چه کاری انجام می دهد ، سپس معلم در قالب وازه های مناسب با سن و موقعیت کودک باید از او بپرسد : آیا به نظر خودش رفتار او ، برای معلم ، کلاس ، مدرسه و یا خودش فایده ای دارد؟ اگر کودک بگوید ( کاری که انجام می دهد مفید و مطلوب نیست ) معلم باید بپرسد ، چه کار دیگری می توانست انجام بدهد ( در وافقع معلم قضاوت نکرده و تنبیه نکند )

تعداد  بسیاری از بچه ها در حین ورود به مدرسه ابتدایی به آینده خود خوش بین هستند . روی پیشانی هیچ کدام ننوشته که محکوم به شکست هستند . این مدرسه و تنها مدرسه است که به بچه ها برچسب شکست می زند . بچه ها امید دارند از معلمان و هم شاگردیهای خود محبت و احترام ببینند شکستن و خرد شدن این دید خوش بینانه ، جدیدترین مشکل مدارس ابتدایی است کودکان با هر زمینه ای که از قبل داشته اند ، هنگام ورود به مدرسه برای یادگیری از قوه درک بالایی برخوردارند . اگر پس از ورود به دبستان نتوانند با همان روند سریع پیش از دبستان به یادگیری ادامه دهند  شکست خورده و ما می توانیم خانواده ، محیط یا فرد را عامل بدانیم اما اگر مدرسه را عا مل شکست بدانیم عا قلانه تر است زیرا  با تو جه به اهمیت بسیار زیاد مدرسه و آموزش و پرورش در عصر حا ضر و با   تو جه به این مطلب که مدرسه برای اکثر بچه ها به منظره تنها دنیایی است که دارند، در می یابیم مدرسه در انجام وظیفه ای که به عهده داشته ، مو فق نبوده است.

سال های اول مدرسه در مو فقیت و شکست نقش تعیین کننده دارند. هنگا می که دانش آموز متقا عد شد نمی تواند با   استفا ده منطقی از قوای عقلا نی خو یش نیاز ها یش را رفع نما ید. به رفتاری بر گشت می کند که به وسیله احسا سات وی هدایت می شود. راها ی محبت و ارزشمند ی را رها می کند و کو رکو رانه به سوی چیزی چنگ می زند که به نظرش تنها راهی است که فرا رویش گشوده، یعنی بز هکاری و انزوا.

 در واقعیت درمانی گلاسر معتقد است هر فردی یک هویت متصور دارد که بدان وسیله احساس موفقیت یا عدم موفقیت نسبی می کند . او هویت را آن تصوری می داند که فرد از خودش دارد . در آغاز ، هویت تمام کودکان هویت توفیق بوده ولی متقارن با چهار یا پنج سالگی ، هویت شکست هم ظاهر می شود .

گلاسر معتقد است افرادی که هویت یکسان دارند یکدیگر را جذب و آنهایی که هویتهای ناهمگنی دارند یگدیگر را دفع می کنند ، به عبارت دیگر افرادی که هویت توفیق دارند با هم و آنهایی که هویت شکست داند با هم معاشرت و ارتباط نزدیکتری دارند و هویت یکدیگر را تقویت می کنند . همچنین او افراد این دو گروه را دارای صفات و خوصیات مشابهی می داند مثلا از خصوصیات بارز افراد ناموفق آن است که تنهایی و بی کسی را به شدیدترین وجه ممکن احساس می کنند و در حل مشکلات و معضلات زندگی خود دشواریهایی دارند و از مواجه شدن با واقعیت ناراحت ، مضطرب و اندوهگین می شوند .در عوض افرادی که هویت موفقی دارند، یا اصلا احساس تنهایی نمی کنند و یا اینکه آن را به حداقل احساس می کنند . به علاوه این گروه به نحو سازنده ای با واقعیات و مشکلات خود درگیر می شوند و احساس ارزشمندی و عشق می کنند .

بنابراین به نظر گلاسر ، افراد موفق دو خصیصه بارز دارند 1- حداقل با یک فرد ، عشق و محبت مبادله می کنند 2- این را درک می کنند که انسانهای با ارزش هستند( حداقل از دید یک فرد)

اساس تشکیل هویت ، تلاشها و فعالیتهایی است که علاقه مند به تعقیب آنها هستیم و بر اثر تلاشها و فعالیتهای خود در       می یابیم ما که هستیم و چگونه عمل می کنیم .در واقعیت درمانی تغییر هویت به دنبال تغییر رفتار حاصل می شود زیرا در این مکتب انسان همان چیزی است که انجام می دهد.

در واقعیت درمانی مواجه شدن با واقعیت ، قبول مسئولیت، و قضاوت اخلاقی درباره درست یا نادرست بودن رفتار ودرنتیجه  نیل به هویت توفیق تاکید می شود.

انتظار از روان درمانی در واقعیت درمانی

مراجع را از لذات اولیه زودگذر منصرف کنیم ، و توجه او را به سوی لذات دراز مدت تر و منطقی تر ، که با واقعیت سازگارند سوق دهیم .درمان باید در قالب واقعیت  به ارضای نیازهای اساسی بیانجامد دو نیاز اساسی در جریان درمان ارضا شوند (محبت و احساس ارزشمندی) تا مراجع بتواند ارضای آنها  را به موارد وسیعتر زندگی خود تعمیم دهد و در جار چوب واقعیات ،رفتار مسئولانه ای در پیش بگیرد و هویت موفقی به دست آورد و این نشانه سلامت روانی است.

هدف واقعیت درمانی : پرورش قبول مسئولیت  در فرد و ایجاد هویتی موفق است.

اصول واقعیت درمانی

اصل اول - درگیر شدن و ارتباط عاطفی: مهمترین اصل واقعیت درمانی ایجاد رابطه حسنه و انسانی است.

 فنون لازم برای ایجاد رابطه عاطفی با مراجع:

واقع بینی- خلوص- پذیرش بی قید و شرط- تحمل انتقاد- همدلی و درک مراجع- احساس مسئولیت مشاور- عدم تایید رفتار غیر عادی- توجه محدود به شکایات مراجع- توجه بر زمان بر بودن اعتماد مراجع به مشاور (به دلیل تجارب ناموفق در ارتباطات قبلی)- عدم دستپاچگی در مقابل رفتارهای غیر عادی مراجع.

ایجاد رابطه عاطفی به مهارت درمانگر- کنترل درمانگر به زندگی مراجع- و مقاومت مراجع بستگی دارد درمانگر باید بداند هیچکس نمی تواند درگیری شدیدی را که فرد ناموفق با خودش دارد را از راه سردی و خصوصیات غیر انسانی از بین ببرد .در جریان رابطه انتخاب هر چیز به عنوان صحبت و گفتگو آزاد است و درمانگر مجبور نیست همواره در مورد رفتار غیر عادی مراجع صحبت کند البته درمانگر نباید بیش از حد به شکایات مراجع گوش دهد و پذیرای آنها باشد زیرا ایجاد رفتار مسئولانه را به تاخیر می اندازد .

اصل دوم-توجه به رفتار کنونی نه بر احساسات – الان چه کار می کنی؟ در سر کلاس چه کار کردی؟

اصل سوم- تاکید بر زمان حال- گذشته ثابت و غیر قابل تغییر است 

اصل چهارم – قضاوت ارزشی: مراجع به رفتارش با دید انتقادی بنگرد و ببیند که آیا آن رفتار بهترین انتخاب بوده یا نه؟ آیا این رفتار شما از نظر اجتماع و خودت مورد قبول است؟  

اصل پنجم- طرح ریزی : بعد از قضاوت ارزشی به مراجع کمک شود تا برای عملی کردن آن، نقشه ها ی واقعی بریزد و آن را به مرحله عمل درآورد

ویژگیهای یک طرح عملیاتی : از گام های کوچک آغاز شود – اهداف قابل وصول باشد- اجرایی باشد (با توجه به توان و امکانات طراحی شود) – هر موفقیت فرد به عنوان پیروزی لحاظ شود.

اصل ششم- تعهد نسبت به طرح تهیه شده: ممکن است نسبت به خود یا دیگران باشد شفاهی یا کتبی باشد ولی تعهد کتبی موثرتر است البته تعهد می بایست بعد از درگیری و ارتباط عاطفی ، ارزشیابی و بررسی رفتار فعلی و طرح ریزی انجام شود.

اصل هفتم- نپذیرفتن هر گونه عذر و بهانه و امتناع از تنبیه : درمانگر همواره در برابر عذر و بهانه مقاومت نشان می دهد و مراجع راکراراتشویق به ارزیابی ، ارزشیابی ، طرح ریزی و تعهد مجدد می کند .اگر تنبیه کنیم تعهد و مسئولیت را از فرد سلب کرده وهویت ناموفق تقویت می شود.

نظریه انتخاب (نظریه تکمیلی)

 نظریه انتخاب بر این اصل استوار است که ما به طور ذاتی موجوداتی اجتماعی هستیم. بر اساس نظریه انتخاب ما با پنج نیاز ژنتیکی رمزگذاری شده به دنیا می آییم ( بقا ، محبت و تعلق پذیری ، قدرت یا پیشرفت، آزادی یا استقلال ،و تفریح ) که ما را در زندگی برانگیخته می کنند و ارضای نیاز محبت و احساس تعلق از همه دشوارتر است زیرا باید فرد یاری بخشی داشته باشیم تا به ما کمک کند این نیاز را ارضا کنیم.وقتی که احساس بد میکنیم یک یا چند نیاز ما ارضا نشده اند یااینکه ممکن است از نیازهای خودمان آگاه نباشیم واقعیت درمانگران نظریه انتخاب را به درمانجویان می آموزند تا آنها بتوانند نیاز ناکام شده را تشخیص داده و بکوشند آن را ارضا کنند وقتی که درمانجویان در این کار موفق می شوند با احساسهای خوب تقویت می شوند.

طبق نظریه انتخاب ما نیازهای خود را مستقیما ارضا نمی کنیم آنچه ما انجام می دهیم این است که هر کاری را که انجام می دهیم و باعث میشود احساس خیلی خوبی کنیم حفظ می نماییم ما این دانش را در محل خاصی از مغزمان ذخیره  میکنیم که دنیای کیفی ما نامیده می شود. این دنیای کیفی در کانون زندگی ما قرار دارد این مدینه فاضله                                (شانگری-لای) شخصی ماست دنیایی که دوست داریم در صورتی که بتوانیم در آن زندگی کنیم.این دنیا کاملا بر اساس نیازهای ما استوار است ، ولی بر خلاف نیازهای ما که خیلی کلی هستند ، خیلی اختصاصی است.دنیای کیفی ما شبیه آلبوم عکس است .امکان دارد برخی از عکسها تار باشند که درمانگر به درمانجو کمک می کند تا آنها را روشن کند.انسانها مهمترین عنصر دنیای کیفی ما و کسانی هستند که بیش از همه دوست داریم با آنها ارتباط داشته باشیم این عنصر افرادی را شامل می شود که با آنها صمیمی هستیم و از بودن با آنها خیلی لذت می بریم کسانی که تحت درمان قرار دارند عموما هیچ کسی را در دنیای کیفی خود ندارند یا غالبا کسی را در دنیای کیفی خود قرار می دهند که نمی توانند به صورت رضایت بخشی با او ارتباط برقرار کنند.برای این که درمان شانس موفقیت داشته باشد ، درمانگر باید آدم مهربانی باشد تا درمانجویان بخواهند او را به دنیای کیفی خود راه دهند . هنر درمان وارد شدن به دنیای کیفی درمانجویان است.درمانجو از همین رابطه یاد می گیرد چگونه با افرادی که به آنها نیاز دارند صمیمی شوند.

ماهیت انسان در مکتب واقعیت درمانی : انسان مسئول اعمال و رفتار خویش می باشد . انسان قربانی تاثیر محیط و وراثت نیست . هر چند این دو روی فرد تاثیر دارند . در نهایت فرد مسئول تحقق نفس خویش و تعیین کننده نوع هویتش می دانند

کسا نی که واقعیت را نا دیده می گیرند منحرف، بز هکار، جا ن، ضد اجتما عی و مبتلا به اختلا ف شخصیتی می شوند و قوانین اجتما عی را نقض می کنند گلا سر معتقد است نا خشنو دی و افسر دگی نتیجه عدم احسا س مسئو لیت است و نه علت آن به عبارت دیگر، رفتار غیر مسئو لا نه افراد با عث بروز اضطراب و نا راحتی روانی است. نه اینکه اضطراب و         ناراحتی روانی با عث غیر مسئو ل بو دن فرد بشود فرد غیر مسئول نه برای خود ارزشی قا ئل است نه برای دیگران، در نتیجه هم خود و هم دیگران را رنج می دهد.

   تمر کز بر بعد مسئو لیت هسته اساسی کا ر تعلیم و تر بیت و روان در ما ن است . و  پذ یرش  مسئو لیت نشا نه با رز سلا مت روانی تلقی می شود .

 مطالعه موردی بر اساس نظریه واقعیت درمانی

علی دانش آموزی است که در طول هفته حداقل 2 بار از کلاس اخراج می شود و معاون مدرسه از بس از او و والدینش تعهد گرفته دیگر خسته شده و علی را همراه با خانواده جهت بررسی وحل مشکل به مشاور مدرسه ارجاع نموده است مشاور پس از گفتگو با خانواده و علی با او قرار گذاشته با کمک یکدیگر مسئله علی را بررسی و راه حلی برای رفع این مشکل پیدا کنند و والدینش اعلام آمادگی کرده اند که اگر قرار باشد در خانه کارهای خاصی را انجام دهند قطعا همکاری خواهند کرد. مشاور پس از 2 جلسه به منظور برقراری ارتباط با مراجع روند جلسات مشاوره خود با علی را به شرح زیر  از جلسه سوم گزارش کرده است.

             مشاور: علی ممکنه درباره اوضاعی که الان در مدرسه داری توضیح بدهی؟

علی: منظورتان چیست؟

مشاور: ممکنه بگویید چه کارهایی می کنی که این اتفاقات برایت می افتد.........

علی : خیلی وقتها در کلاس بی جا حرف می زنم، تکالیف درسی ام را درست انجام نمی دهم،( آخه کلاسها خیلی خسته کننده هستند) بنابراین معلمان مرا به دفتر می فرستندو.........

مشاور : که این طور، پس توی کلاس خیلی حرف می زنی  و تکالیف درسی را انجام نمی دهی و معلمان شما را به دفتر می فرستند ، دیگه چی؟

علی: کار دیگری انجام نمی دهم ، فقط به معاون مدرسه قول می دهم و تعهد می دهم ولی دوباره همان کارهای قبلی را می کنم و هیچ فایده ای هم ندارد چون کسی نمی تواند به من کمک کند...........

مشاور : وقتی که این کارها را انجام می دهی از نتایج کارهایت راضی هستی؟

علی: نه من هم خسته شده ام ولی نمی دانم چه کار باید بکنم.

مشاور : پس از نتایج کارهایت راضی نیستی و از این نوع رفتارهایی که داری خسته شده ای ، آیا دوست داری برنامه و روش دیگری را بیازمایی( تجربه کنی)..

علی : اگر راهی باشد که من را از این وضعیتی که دارم نجات دهد حتما دوست دارم.

مشاور : با هم لحظه ای فکر کنیم ببینیم چه کارهایی می توانی انجام بدهی تا روابط شما با معلمان و معاون مدرسه بهبود یابد و شما هم احساس خستگی نکنید.

علی :یک راه این است که در کلاس بی جا حرف نزنم و درسهایم را خوب بخوانم تا معلمان از من راضی باشند.

مشاور :خوبه،اما این پیشنهاد را چگونه می توانی عملی کنی؟

علی: می توانم جایم را عوض کنم، با کسب اجازه از دبیر اظهار نظر نمایم، یا سئوالات خود را یادداشت و پس از تدریس معلم مطرح نمایم.

مشاور: خوبه ،چند تا از کارها را که گفتی می توانی انجام بدهی  من نیز راجع به تصمیم شما با مدیر و معاون مدرسه صحبت خواهم کرد، اما این کارها راکه  گفتی می خواهی از کی شروع کنی ؟

علی: از همین امشب .

مشاور: خوبه، با توجه به مطالبی که گفتی موافقی که با هم یک برنامه منظمی را تهیه کنیم که شما بتوانی به نتیجه برسی؟

علی: بله،موافقم

مشاور :شما گفتی که می توانی جایت را عوض کنی، می توانی با کسب اجازه از معلمان اظهار نظر کنی و یا سئوالات خود را یادداشت و پس از تدریس معلم مطرح کنی، قرار شد من هم با معلمان و عوامل اجرایی مدرسه راجع به تصمیمات شما صحبت نمایم

علی: در مورد برنامه درسی چی؟

مشاور: من یک فرم برنامه ریزی به شما می دهم و شما با توجه به شرایط و علائق خودت یک برنامه برای خودت تنظیم و اجرا کن

مشاور: خب ،علی پس قرار شد در طول هفته چه کارهایی انجام بدهی؟

علی:  تغییر جا، اظهار نظر با کسب اجازه ، نوشتن سئوالات ، تنظیم یک برنامه درسی و اجرا .

مشاور: من هم قرار شد با معلمان و کادر اجرایی مدرسه صحبت نمایم.

مشاور: اینها را که گفتی روی این کاغذ بنویس تا یادمان نرود

مشاور: بیا با هم این برگه را امضا کنیم

جلسه ی چهارم

مشاور: علی اوضاع چطوره؟

 علی: آقا در کلاس وضعیت کمی بهتر شده

مشاور : بارک الله

علی: جایم را تغییر دادم و مواظب حرف زدنم بودم و فعلا در این هفته از کلاس اخراج نشده ام

مشاور: آفرین ،احسن.

علی: ولی در اجرای برنامه درسی مشکل دارم.

مشاور: قبول دارید که برای رسیدن به هدف باید با برنامه پیش بروی ؟

علی: بله قبول دارم ولی در این چند روز علارغم مطالعه و تلاش پیشرفت خوبی نداشتم.

مشاور: موافقی برنامه مطالعه ات را بررسی کنیم

علی: موافقم

مشاور: راجع به زمان مطالعه ، مدت و شیوه های مطالعه با علی گفتگو می کند و اصلاحاتی در برنامه انجام   می دهد.

علی: مجددا متعهد می شود که برنامه درسی را نیز اجرا نماید. 

منبع:

مدارس بدون شکست ،ویلیام گلاسر، ساده حمزه

واقعیت درمانی، ویلیام گلاسر،

منابع جهت مطالعه بیشتر:

- هر دانش آموزی می تواند موفق شود، ویلیام گلاسر،مهرداد فیروز بخت(مترجم)

- تئوری انتخاب ، ویلیام گلاسر،نورالدین رحمانیان(مترجم)

- نوجوانان ناخشنود، ویلیام گلاسر، لادن گنجی(مترجم) 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:7  توسط گروه مشاوره آموزش وپرورش استان قزوين | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گروه آموزشي مشاوره استان قزوين

نوشته های پیشین
هفته چهارم خرداد 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته سوم اسفند 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
آرشیو موضوعی
مديريت رفتار
باورها و نگرشها
مهارتهاي زندگي
بهداشت روان
مسابقات علمي_ تخصصي
اختلالات رواني
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


جستجو توسط گوگل

در کل اینترنت

در این وبلاگ

میان صفحات فارسی